تاريخچة شهر شيراز
در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.
در نقاط مختلف فارس تاكنون كاوشهاي مهم باستان شناسي صورت نگرفته است كه بتوان در مورد قدمت نقاط قبل از تاريخ اين منطقه اظهار نظر قطعي نمود وهنوز غارها و مساكن بشر اوليه و تپه هاي نئووليتيك و كالكوليتيك1 بسياري وجود دارد كه بايد مورد كاوش و بررسي دقيق قرار گيرد تا بتوان در مورد ساكنين اوليه اين منطقه اظهار نظر نمود، ولي با كاوشهائيكه در سالهاي گذشته در جلگه مرودشت و يا ساير نقاط فارس بوسيله هيئت هاي ژاپوني، بلژيكي، انگليسي صورت گرفت واداره كل باستان شناسي نيز قسمتي از آنها را در گذشته و حال دنبال نمود، آثاري ازهزاره پنجم قبل از ميلاد مسيح در اتلال باستاني اين منطقه بدست آمد و نيز در تپه هاي مختلف آثاري از هزاره اول، دوم ، سوم، چهارم، پنجم قبل از ميلاد مسيح ضمن كاوشهاي چند ساله كشف گرديد . از نظر مقايسة آثار مكشوفه با قديمي ترين آثار كشف شده در ساير تپه هاي بايران مانند گودين، شوش، جعفرآباد ، گيان، سيلك، حسنلو، گنج درّه هرسين برابري نموده و همدوره مي باشد.اظهار نظر مذكور مربوط به اتلال و آثاري است كه در جلگه ها قرار دارد و آثار مذكور نيز بطور كامل مورد كاوش قرار نگرفته بلكه مربوط به كاوشها و گمانه زنيهاي موقتي است كه در بعضي از اين اتلال صورت گرفته است. تعداد زيادي تپه هاي باستاني و آثار تاريخي در منطقه مذكور وجود دارد كه فقط شايد اسمي از آنها در كتب برده شده باشد و با مختصر بررسي معلوم گرديد تعداد بيشماري تپه و آثار باساتاني وجود دارد كه اسمي هم از آنها در فهرستها و كتب برده نشده است و بايد بتدريج مورد كاوش و بررسي قرار گيرد. با بررسيهاي بعدي اين امكان وجود دارد كه غارهائيكه تمدن آن خيلي قديمي تر از دوره مذكور باشد در منطقه كشف شود. در كاوشهاي تپه هاي باستاني جلگه مرودشت بوسيله هيئت مشترك ايران و ژاپون و هيئت مشترك ايران و بلژيك آثار و ابزار سنتي بدون وجود فلز از طبقات آخري تپه ها بدست آمده و اين آثار مربوط بدوره نئوليتيك است كه قدمت آن بين 5000 تا 7000 سال قبل از ميلاد مسيح ميرسد و نتيجه اي كه از اين كاوشها عايد ميشود آن است كه در حدود نه هزار سال قبل جلگه مرودشت و يا ساير نقاط فارس مسكون و ساكنين آن داراري تمدن عالي بوده اند. در مورد شهر شيراز نيز اطلاعات دقيقي در دست نبود و مورخين اسلامي قدمت آن را مربوط باوايل دوره اسلام مي دانستند عده اي از جهانگردان اروپائي و غير اروپائي كه در طي قرون گذشته از شيراز ديدن نموده اند درباره اين شهر زيبا مطالب مفصلي در سفرنامه هاي خود نوشته اند كه ما قسمتي از آنها را ذيلاً نقل مي كنيم :
ابن بطوطه سيّاح معروف مراكشي كه از سال 725 هجري قمري مسافرت خود را بطرف ايران آغاز كرد در سفرنامه خود در مورد شهر شيراز چنين مي نويسد:
از نايين به شيراز رفتيم شيراز شهري است قديمي و وسيع و مشهور و آباد و داراي باغهاي عالي و چشمه سارهاي پرآب و بازرهاي بديع و خيابانهاي خوب در اين شهر نظم و ترتيبي عجيبي حكم فرما است هر يك از اصناف پيشه وران در بازار جداگانه اي متمركز مي باشند و از افراد صنفهاي ديگر در ميان جداگانه اي متمركز مي باشند و از افراد صنفهاي ديگر در ميان آنها داخل نميشوند هيچ شهري از لحاظ زيبائي بازرها و باغها و آبها و خوشگلي مردم به پايه دمشق نميرسد مگر شيراز اين شهر در زمين مسطحي واقع شده و گردگرد آن را ازهر سو باغها فراگرفته و پنج نهر از وسط شهر مي گذرد يكي از آنها نهر معروف ركن آباد است كه آب شيرين و گوارائي دارد.
رعایت اصول درست و استفاده از تجربههای کاربردی میتواند نتیجه نهایی را بهتر کند.
اوژن فلاندن كه در سال 1841 بايران مسافرت نموده در صفحه 271 سفرنامه خود در مورد اين شهر مي نويسد : اهالي شهر در حدود ده هزار است كه در دوازده محله كه شش دروازه بزرگ ميدارد منقسم تقريباً بوسط شهر ارگ يا قصر مستحكمي است كه حصار كنگره داري بدورش مي باشد و از كريم خان زند است اين محوطه بسيار بزرگ و از چندين منزل تشكيل يافته است كه بعضي مختص به حاكم و ديگران براي خدمتكاران ونوكرانش مي باشد .
مادام ديولافوا در معيت همسرش مارسل ديو لافوا در سال 1881 بايران مسافرت نمود در سفرنامه خود راجع به شهر شيراز چنين مي نويسد: مورخين اسلامي بناي آن را در سال 695 ميلادي ذكر كرده اند و بنوبت بتصرف سلاطين مختلف ايران در آمده است. در زمان كريم خان زند به اوج ترقي خود رسيده است. كريم خان عنوان پادشاهي اختيار نكرد و ملقب وكيل الرعايا قانع شد دورادور شهر خندق و حصار كشيد و ابنيه عالي در آن بنا كرد و در بيرون محوطه شهر باغهاي سرو و مركبات زياد ايجاد نمود و در محله اي كه هنوز بنام او افتخار دارد قصر و بازاري ساخت كه بهترين بازارهاي ايران است و مسجد و مدرسه بسيار با ابهتي باين ساختمانها ضميمه كرد. باري با اينكه ابنيه مذهبي شيراز از روي نقشه ابنيه اصفهان ساخته شده است از حيث تزئينات وضع جداگانه اي دارد چنين بنظر مي آيد كه هنرمندان شيرازي تخته رنگ پيشينيان خود را بدور انداخته و اصول جديدي از باغهاي با صفاي شيراز بعاريت گرفته اند.
در مورد شهر شيراز بنابر آنچه تاكنون تحقيق بعمل آمده و مطالبي كه در كتب و تواريخ نوشته شده است قدمت آن را مربوط باوايل دوره اسلام مي دانند و بنا بآنچه مشهور و در تواريخ نوشته شده در سال 74 هجري قمري بوسيله محمد برادر حجاج ابن يوسف ثقفي كه در آن موقع حاكم فارس بود شهر شيراز بنا گرديد و بتدريج روي بآباداني نهاد قسمت عمده آبادي شهر شيراز بعد از تخريب شهر باستاني استخر صورت گرفت. در سال 436 هجري قمري ابوكالنجار فرزند عضدالدوله ديلمي شهر استخر را ويران نمود و مردم شهر مذكور را بشيراز كوچ داد و از اين تاريخ شهر شيراز رو بتوسعه و آباداني نهاد. اين خلاصه مطالبي است كه در كتب و تواريخ در مورد بناي شهر شيراز ذكر شده است. كاوشهاي باستان شناسي كه در اطراف شهر شيراز صورت گرفته قدمت آن را كمي بجلو برده است. در شش كيلومتري مشرق شيراز بقاياي ابنيه و ديواري سنگي و آجري ديده مي شود كه به قصر ابونصر مشهور است. در سالهاي 1311 تا 1313 شمسي از طرف موزه مترو پوليتن نيويورك كاوشهاي علمي مفصلي در آن صورت گرفت و نمونه هاي سفال و قطعات ظروف سنگي عهد هخامنشي با سكه ها و آثار ديگري از دوره پارتها و ساسانيها در آن كشف گرديد و بناي مستحكمي از دوره پارتها برروي آثار هخامنشي از زير خاك خارج گرديد كه بقاياي آن هم اكنون در محل مذكور ديده ميشود و در دوره ساسانيان نيز بناي پارتي مورد استفاده بود. نام شيراز قبل از اين در كتيبه ها و يا الواح قديمي ديده نشده بود تا اينكه در اواخر سال 1312 شمسي هنگام خاكبرداري گوشه شمال شرقي صفه تخت جمشيد و در قسمت شمالي دروازه نيمه تمام به سي هزار لوح برخورد گرديد و چون در آن موقع خاكبرداري آثار باستاني تخت جمشيد بوسيله دانشگاه شرق شيكاگو انجام ميگرفت كليه الواح در اختيار دانشگاه مذكور قرار گرفت، و تاكنون نيز در حدود پنج هزار عدد از الواح مذكور پس از بررسي خوانده شده است و خواندن بقيه آنها ادامه دارد.
در نبشته هاي گلي مذكور كه بخط ميخي ايلامي و تعدادي نيز به پارسي باستان است و در كاوشهاي مذكور بدست آمد چند جا نام شيراز ديده مي شود و اين الواح صورت دستمزد كارگراني است كه از طرف داريوش بزرگ شاهنشاه هخامنشي در شيراز مشغول كارهاي ساختماني بوده اند و دستمزد خود را از شهريار هخامنشي دريافت مينمودند. براي مزيد اطلاع ترجمه لوحه شماره 42 نقل ميگردد:
«ارتاخما بوهوش خزانه دار پارسه گزارش ميدهد: 37 كارشا و يك شكل و ربعشكل نقره معادل نصف مزد كارگراني كه با كورادا عنوان سركاري صدنفر كارگر را در شيراز دارد و مسئول كار ايشان است بابت ماه ساميا در سال نوزدهم «سلطنت خشايارشا» داده مي شود و صورت ريز كارگران و ميزان دستمزد هر كي بشرح زير در لوحه ذكر شده است: 12 نفر مرد هركدام سه شكل و 4/3 شكل 11 پسر بچه هر كدام دو شكل و 2/1 شكل …. در ماه ساميا از سال 19 اين دستور مهر شده داده شد و از مگابيزوس درپارسه رسيد دريافت گرديد».
بسیاری از افراد با شناخت نکات مهم میتوانند از اشتباهات رایج جلوگیری کنند.
] شكل2 نقره واحد پول نقره در دوره هخامنشي است [ .
سه پايه مفرغي مكشوف در كنار شهر شيراز ، مروبط باوئل هزاره اول قبل از ميلاد مسيح.
نام شيراز در كتيبه (تي رازي ايش) خوانه شده و در بعضي ديگر (ش – را – زا – اي – ايش) نوشته شده است وتاريخ كتبيه نيز مربوط به اواخر سال 466 پيش از ميلاد مي باشد. بهرحال اطلاعاتي كه ما از تاريخچه شهر شيراز داشتيم از اين حدود تجاوز نمي كرد تا اينكه در اواخر بهار سال 1349 مقداري اشياء و آثار در حين خاكبرداري در يكي از كوره هاي آجر پزي شيراز كشف گرديد.
اشياي مذكور از هر لحاظ جالب توجه و مورد مطالعه مي باشد و از طرفي چون اشياي مذكور در كنار شهر شيراز و در قسمت جنوبي شهر بدست آمده و مربوط به اوايل هزاره اول پ . م . مي باشد معلوم مي گردد كه شهر شيراز در اوايل هزاره اول پ . م . مسكون و داراي تمدن بسيار عالي بوده كه نمونه آن اشيار مكشوفه در محل مذكور مي باشد و اينك بطور اختصار اشياي مكشوفه را مورد بررسي قرار مي دهيم:
محل كشف اشياء
در کنار اطلاعات اصلی، توجه به جزئیات کوچک نیز تاثیر زیادی در موفقیت این کار دارد.
اشياي مورد بحث و آثار مربوط به آن در موقع خاكبرداري يك كوره آجر پزي در مجاور شهر شيراز و در قسمت جنوبي آن بدست آمده است . محل كارخانه آجر پزي در خارج شهر شيراز در قسمت جنوب غربي شهر در ابتداي راه شيراز به كازرون قرار دارد، كارخانه آجرپزي در قسمت جنوب غربي مخزن نفت دروازه كازرون و يك كيلومتري جنوب غربي جاده واقع شده است.
محل كشف اشياء و آثار سمت جنوب غربي كوره آجرپزي قرار دارد. بعلت كشف اشياء در محل مذكور خاكبرداري در اين قسمت از كوره آجرپزي متوقف گرديد. اشياي مكشوف از شش فقره تجاوز نمي نمايد و جالب ترين اشياي مكشوف عبارتنداز:
1 – سه پايه اي از جنس مفرغ داراي دو حلقه در بالا و پائين پايه ها كه اين دو حلقه بوسيله هشت ستون بهم مربوط گرديده اند و بهر يك از ستونها مجسمه رب النوع يا ربت النوعي به پشت نصب گرديده است.
2 – ظرف و قدح سنگي از جنس مرمر كه داراي شيار برجسته اي در لبه مي باشد.
3 – قطعاتي از يك بشقاب مرمر كه با وصالي نمودن امكان كامل بودن آن ميرود.
یکی از نکات مهمی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، بررسی جزئیات و انتخاب روش مناسب قبل از انجام هر کاری است.
4 – يك سرپوش از جنس مفرغ كه بصورت مخروط ناقص ساخته شده است.
اينك به معرفي اشياي مكشوفه مي پردازيم:
1 – سه پايه مفرغي
در حين خاكبرداري كارگران كارخانه آجرپزي متوجه ميشوند كه كلنگ آنها به شيئي سختي برخورد نموده است و بهمين جهت با دقت بيشتري بخاكبرداري خود ادامه ميدهند و در نتيجه يك شيئي مفرغي كه شبيه سرپوش ظرف و بصورت مخروط ناقص از جنس مفرغ بود كشف و بعد سه پايه مفرغي كه در زير آن بود از خاك خارج ميگردد. متأسفانه سرپوش مفرغي از چند نقطه بوسيله كلنگ زخمي و سوراخ شده است طرز قرار گرفتن سرپوش مفرغي برروي سه پايه جالب بود قسمت مخروطي سرپوش در داخل سه پايه قرار اشت ومسلماً سرپوش مفرغي و سه پايه مورد بحث بهم مربوط و جنبه مذهبي داشته اندو در مواقع انجام مراسم مذهبي از اين دو استفاده مي نمودند. حال چه استفاده از سرپوش و سه پايه زير آن مينمودند قابل بحث و جالب است . از سه پايه براي افروختن آتش و از سرپوش روي آن براي گرم نمودن آب يا مواد غذايي و نوشيدني استفاده مينمودند. در موزه ايران باستان سه پايه اي با اين طرح زيبا نديده ام و شايد در نوع خود منحصر بفرد و جالب باشد. سه پايه مذكور را كه بايد هشت پايه ناميد بطرز بسيار جالب و مخصوصي ساخته اند. دو حلقه كلفت مدوّر در پايه و و بالاي سه پايه قرار دارد و اين دو حلقه بوسيله هشت ستون مفرغي بهم مربوط شده اند بطوريكه باكمال دقت در ساخت بصورت يك شيئي يك پارچه درآمده است.
قطر دهانه بالاي سه پايه 5/30 سانتيمتر وفاصله دو دست باز ربت النوع 5/8 سانتيمتر و بلندي ربت النوع 11 سانتيمتر و فاصله بين دو حلقه سه پايه 22 سانتيمتر مي باشد . بر هر پايه مجسمه رب النوع يا ربت النوعي به پشت نصب شده است . رب النوعها و ربت النوعها در حال نيايش ديده مي شوند. منظره روحاني بسيار جالبي در نظر انسان مجسم مي شود. رب النوعها دست را بطرفين بازنموده و دو زانو نشسته اند . دستهاي باز شده در طرفين سر آنها عمودي قرار دارد و دستها از آرنج خم شده است و يك جنبه روحاني بخود گرفته اند. دو پاي مجسمه ها بهم وصل شده و بوسيله يك دنباله مفرغي ربت النوعها باز بهمان ترتيب بستون چسبيده اند و دستهايشان بهم بسته شده و در مقابل صورت آنها قرار دارد. پستانها و اندام بدن ربت النوعها خيلي برجسته نشان داده شده و در حال نيايش ديده ميشوند.
رعایت اصول درست و استفاده از تجربههای کاربردی میتواند نتیجه نهایی را بهتر کند.
يكي از پاهاي ربت النوعها زيرتنه جمع شده و پاي ديگر از نيمه تا خورده وبوسيله يك حلقه فلزي به حلقه زيرين سه پايه مربوط ميگردد.
2 - سرپوش مفرغي روي سه پايه
يادآوري گرديد كه در موقع خاكبرداري سرپوشي برروي سه پايه قرار داشت. شكل آن بصورت يك مخروط ناقص و چند جاي بدنه ظرف با كلنگ صدمه ديده است. سرپوش چون بصورت مخروط ناقص مي باشد و در موقع قرار دادن روي سه پايه قسمتي از آن داخل سه پايه فر ميرود و با افروختن آتش در زير سه پايه مراسم مذهبي را معمول ميداشتند.
3 – 4 – بشقاب وكاسه مرمري
در جزء اشيائي كه در محل مذكرو كشف گرديد يك بشقاب و يك كاسه از جنس مرمر آهكي وجود دارد. بشقاب مرمري كه در گذشته شكسته شده بود بصورت هشت قطعه جدا از هم جمع آوري گرديد. كاسه مرمري نيز بسيار جالب توجه و تقريباً سالم است و در لبه آن پريدگيهاي مختصري ديده مي شود . جنس كاسه نيز از نوع سنگ مرمر آهكي است و داراي شيار برجسته اي در لبه مي باشد.
بسیاری از افراد با شناخت نکات مهم میتوانند از اشتباهات رایج جلوگیری کنند.
منظور از معرفي اشياي فوق بررسي تاريخ و تاريخچه شهر شيراز است و آنچه تاكنون براي ما شناخته بود قدمت شيراز را باوايل دوره هخامنشي نسبت ميداديم باكشف اشياي مذكور و آثار مربوط بآن در كنار شهر شيراز معلوم ميگردد شهر شيراز در اوايل هزاه اول شهري آباد بوده و مركزيتي از نظر تمدن داشته است و بدون وجود يك تمدن عالي ساختن اشيائي نظير سه پايه مفرغي و مجسمه هاي زيبا برروي آن امكان نداشته است چه ميدانيم شايد در حفاريهاي بعدي شيراز خيلي قديمي تر از هزاره اول شناخته شود و قدمت آن از سه هزار سال نيز تجاوز كند.
فهرست منابع و مآخذي كه براي تهيه اين مقاله بآنها مراجهه شده است
برچسب:
نویسنده: کسری عباسیان